شيخ حسين انصاريان
62
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
إنّكَ تَسمَعُ مَا أسمَعُ وَتَرَى مَا أَرَى « 1 » . آنچه را من مىشنوم تو نيز مىشنوى و آنچه را من مىبينم تو هم مىبينى . ولايت ، باطن و سرّ رسالت است بر اساس روايات و دلايل متين و استوار ، على سرّ و باطن محمّد است و محمّد فيض الهى است و اين خواست خداست كه ولايت را باطن و سرّ رسالت قرار داد تا هرجا محمّد ظهور مىكند اين باطن و سر با او باشد ؛ پس بىولايت اميرمؤمنان ، رسالت ناقص است . « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ » « 2 » . اى پيامبر ! آنچه از سوى پروردگارت [ دربارهء ولايت و رهبرى على بن أبىطالب اميرالمؤمنين عليه السلام ] بر تو نازل شده ابلاغ كن ؛ و اگر انجام ندهى پيام خدا را نرساندهاى . و خدا تو را از [ آسيب و گزند ] مردم نگه مىدارد ؛ قطعاً خدا گروه كافران را هدايت نمىكند . وجود مقدس اسداللّه الغالب على بن أبى طالب عليه السلام در مرحله و مرتبهء ولايتش به اذن حق متصرف در ملكوت و مالك باطن وجودات و جلوهگاه همهء مدارج غيب و شهود است و هيچ تصرفى در هستى بدون توجه نورى حضرتش صورت نمىگيرد پس بدون حبّ على و قبول ولايت او نمىتوان
--> ( 1 ) - نهج البلاغة : 562 ، خطبهء 234 ؛ عوالى اللئالى : 4 / 122 ، حديث 204 ؛ بحار الأنوار : 18 / 223 ، باب 1 ، حديث 61 . ( 2 ) - مائده ( 5 ) : 67 .